|
آیا هیچ وقت آدم های شاد و موفقی را كه به رویاهایشان رسیده اند، دیده اید؟ تا حالا دلتان خواسته از آنها بپرسید نظرشان درباره خودشان چیست و اصلا دنیا را چطوری می بینند؟ |
از خدا پرسيدم:خدايا چطور مي توان بهتر زندگي کرد؟
خدا جواب داد :گذشته ات را بدون هيچ تاسفي بپذير،
با اعتماد زمان حال ات را بگذران و بدون ترس براي آينده آماده شو.
ايمان را نگهدار و ترس را به گوشه اي انداز .
شک هايت را باور نکن و هيچگاه به باورهايت شک نکن.
زندگي شگفت انگيز است فقط اگربدانيد که چطور زندگي کنيد
مهم این نیست که قشنگ باشی ، قشنگ این است که مهم باشی! حتی برای یک نفر
مهم نیست شیر باشی یا آهو مهم این است با تمام توان شروع به دویدن کنی
كوچك باش و عاشق.. كه عشق می داند آئین بزرگ كردنت را
بگذارعشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو باکسی
موفقيت پيش رفتن است نه به نقطه ي پايان رسيدن
فرقى نمي كند گودال آب كوچكى باشى يا درياى بيكران.... زلال كه باشى، آسمان در
توست
نلسون ماندلا
طبق یک نظرسنجی که توسط کمپانی بین المللی Synovate انجام شد، مردان ایتالیایی به عنوان زیباترین مردان جهان شناخته شده اند که با گذر زمان و پدیدار شدن چین و چروک صورت نیز جذابیت خود را از دست نمی دهند.
به گزارش نووستی به نقل از رویترز، در این نظرسنجی 10 هزار زن و مرد در سنین 15 تا 64 سالگی از 12 کشور روسیه، استرالیا، برزیل، کانادا، فرانسه، یونان، مالزی، جمهوری آفریقای جنوبی، اسپانیا، بریتانیا و آمریکا شرکت داشتند.
با این که ایتالیا در شمار کشورهایی که نظرسنجی در آنها انجام شد، قرار نداشت، اما مردان ایتالیایی از نظر زیبایی به مقام نخست دست یافتند. در جایگاه دوم مردان آمریکایی، جایگاه سوم مردان روس و چهارم برزیلی ها هستند.

به اعتقاد شرکت کنندگان در این نظرسنجی، جذابیت مردان بخاطر داشتن اعضای صورت زیبا و بدن ورزشکاری نیست و معتقدند که هر مردی که مرتب و تمیز باشد و صورت خود را بتراشد، شانس زیادی برای تحت تاثیر قراردادن اطرافیان خود دارد.
دومین شرط، اعتماد بنفس و پس از آن خودداری و لبخند زیبا نامیده شدند. در عین حال تنها 1% از شرکت کنندگان معتقدند که موهای پرپشت و سالم، شرط حتمی برای زیبایی مرد است.
این نظرسنجی نشان داد که خانم ها اهمیت زیادی به عطر مردان می دهند و به نظر آنها بوی خوش ادکلن مرد را جذاب تر می کند.
همچنین مشخص شد که در اسپانیا مردان بیش از زنان بدن عضلانی و لباس خوب را برای مرد ضروری می دانند. در یونان برعکس است، زنان بیشتر مردان قوی و دارای بدن عضلانی را ترجیح می دهند.
برای زنان انگلیسی، فرانسوی و استرالیایی لبخند مردان مهم است.
همچنین 60% پرسش شوندگان گفته اند که مردان با گذر زمان حتی جذابیت بیشتری پیدا می کنند که در آمریکا، چین، یونان و مالزی این عقیده بیشتر است.
سخنان جالب و آموزنده از گابریل گارسیا ماکز، نویسنده معروف کلمبیایی و برنده جایزه نوبل در ادبیات
در 15 سالگی آموختم كه مادران از همه بهتر می دانند ، و گاهی اوقات پدران هم
در 20 سالگی یاد گرفتم كه كار خلاف فایده ای ندارد ، حتی اگر با مهارت انجام شود
در 25 سالگی دانستم كه یك نوزاد ، مادر را از داشتن یك روز هشت ساعته و پدر را از داشتن یك شب هشت ساعته ، محروم می كند
در 30 سالگی پی بردم كه قدرت ، جاذبه مرد است و جاذبه ، قدرت زن
در 35 سالگی متوجه شدم كه آینده چیزی نیست كه انسان به ارث ببرد ؛ بلكه چیزی است كه خود آن را می سازد
در 40 سالگی آموختم كه رمز خوشبخت زیستن ، در آن نیست كه كاری را كه دوست داریم انجام دهیم ؛ بلكه در این است كه كاری را كه انجام می دهیم دوست داشته باشیم
در 45 سالگی یاد گرفتم كه 10 درصد از زندگی چیزهایی است كه برای انسان اتفاق می افتد و 90 درصد آن است كه چگونه نسبت به آن واكنش نشان می دهند
در 50 سالگی پی بردم كه كتاب بهترین دوست انسان و پیروی كوركورانه بدترین دشمن وی است
در 55 سالگی پی بردم كه تصمیمات كوچك را باید با مغز گرفت و تصمیمات بزرگ را با قلب
در 60 سالگی متوجه شدم كه بدون عشق می توان ایثار كرد اما بدون ایثار هرگز نمی توان عشق ورزید
در 65 سالگی آموختم كه انسان برای لذت بردن از عمری دراز ، باید بعد از خوردن آنچه لازم است ، آنچه را كه میل دارد نیز بخورد
در 70 سالگی یاد گرفتم كه زندگی مساله در اختیار داشتن كارتهای خوب نیست ؛ بلكه خوب بازی كردن با كارتهای بد است
در 75 سالگی دانستم كه انسان تا وقتی فكر می كند نارس است ، به رشد و كمال خود ادامه می دهد و به محض آنكه گمان كرد رسیده شده است ، دچار آفت می شود
در 80 سالگی پی بردم كه دوست داشتن و مورد محبت قرار گرفتن بزرگترین لذت دنیا است
در 85 سالگی دریافتم كه همانا زندگی زیباست
هیچکس نمیدانست که این ویلونزن همان (Joshua Bell) یکی از بهترین موسیقیدانان جهان است، و نوازندهی یکی از پیچیدهترین فطعات نوشته شده برای ویلون به ارزش سه ونیم میلیون دلار، میباشد.
جاشوا بل، دو روز قبل از نواختن در سالن مترو، در یکی از تاتر های شهر بوستون، برنامهای اجرا کرده بود که تمام بلیط هایش پیشفروش شده بود، و قیمت متوسط هر بلیط یکصد دلار بود.
این یک داستان حقیقی است، نواختن جاشوا بل در ایستگاه مترو توسط واشینگتن پست ترتیب داده شده بود، و بخشی از تحقیقات اجتماعی برای سنجش توان شناسایی، سلیقه و اولویت های مردم بود.
نتیجه : آیا ما در شرایط معمولی و ساعات نامناسب، قادر به مشاهده و درک زیبایی هستیم؟ لحظهای برای قدردانی از آن توقف میکنیم؟ آیا نبوغ و شگرد ها را در یک شرایط غیر منتظره میتوانیم شناسایی کنیم؟
یکی از نتایج ممکن در این آزمایش میتواند این باشد :
اگر ما لحظهای فارغ نیستیم که توقف کنیم و به آثار یکی از بهترین موسیقیدانان جهان که در حال نواختن یکی از بهترین قطعات نوشته شده برای ویلون است، گوش فرا دهیم، چه چیزهای دیگری را داریم از دست میدهیم؟
فاصله دخترک تا پیرمرد یک نفر بود، روی نیمکتی چوبی، روبروی یک آبنمای سنگی.
پیرمرد از دختر پرسید:
- غمگینی؟
- نه.
- مطمئنی؟
- نه.
- چرا گریه می کنی؟
- دوستام منو دوست ندارن.
- چرا؟
- چون قشنگ نیستم
- قبلا اینو به تو گفتن؟
- نه.
- ولی تو قشنگ ترین دختری هستی که من تا حالا دیدم.
- راست می گی؟
- از ته قلبم آره
دخترک بلند شد پیرمرد رو بوسید و به طرف دوستاش دوید، شاد شاد.
چند دقیقه بعد پیرمرد اشک هاشو پاک کرد، کیفش رو باز کرد، عصای سفیدش رو بیرون آورد و رفت... 
اساسا وضع زن با مرد در اصل خلقت متفاوت است و به همین دلیل این زن است که خودآرایی می کند برای جلب مرد. مرد هرگز با خودآرایی نمی تواند نظر زن را به خود جلب کند. زن و زیور، زن و آرایش دو موجود توأم با یکدیگرند. اگر زن دارای جسم و جان و خلق و خوی مردانه بود محال بود که بتواند مرد را به خدمت خود وادارد و مرد را شیفته وصال خود نماید، و اگر مرد همان صفات جسمی و روانی زن را می داشت ممکن نبود زن او را قهرمان زندگی خود حساب کند و عالی ترین هنر خود را صید و شکار و تسخیر قلب او به حساب آورد. مرد جهانگیر و زن مردگیر آفریده شده است.
قانون خلقت زن و مرد را طالب و علاقه مند به یکدیگر قرار داده است، اما نه از نوع علاقه ای که به اشیاء دارند. علاقه ای که انسان به اشیاء دارد از خودخواهی او ناشی می شود، یعنی انسان اشیاء را برای خود می خواهد، به چشم ابزار به آنها نگاه می کند، می خواهد آنها را فدای خود و آسایش خود کند، اما علاقه زوجیت به این شکل است که هر یک از آنها سعادت و آسایش دیگری را می خواهد و همواره از گذشت و فداکاری درباره دیگری لذت می برد. در اینجا بد نیست از دیدگاه های متنوع و بعضا متفاوتی در مورد زن از زبان بزرگان، دانشمندان و فلاسفه معروف مطلع شویم.
زن شاهکار خلقت است
برنارد شاو
زیباترین خوی زن ، نجابت اوست
ارد بزرگ
در دنیا تنها دو چیز زیباست ، زن و گل
مالرب
انتقام شیرین است مخصوصا برای زنان !
بایرون
تمدن چیست ؟ نتیجه نفوذ زنان پاکدامن است
امرسون
زن رسماً مربی مرد و مهّذب اخلاق اوست
آناتول فرانس
اگر زن نبود نوابغ جهان را چه کسی پرورش می داد ؟
ناپلئون
مردها را شجاعت به جلو میراند و زنها را حسادت
برنارد شاو
به سراغ زنان می روی ؟ تازیانه را فراموش مکن !
فردریش نیچه
مردان آفریننده کارهای مهمند و زنان به وجود آورنده مردان
رومن رولان
اگر از طبقه بالا زن بگیرید، بهجای خویشاوند ارباب خواهید داشت
لئوپول
مردان قانون وضع می کنند و زنان اخلاق به وجود می آورند
کونته ورسیه
با زنی ازدواج کنید که اگر مرد می بود بهترین دوست شما می شد
بردون
خشم زن مانند الماس است می درخشد اما نمی سوزاند
رابیندرانات تاگور
زن همیشه سن خود را از تاریخ ازدواج حساب می کند ، نه تاریخ تولد
ارهارد
هرچه ایمان مرد به هوشش بیشتر شود زن بهتر میتواند گولش بزند
لرد بایرن
زن تاج سر آفرینش است ، او شریک زندگی و یار ساعات درماندگی است
گوته
زنانیکه می خواهند مرد باشند ، زنانی هستند که نمی دانند زن هستند
الکساندر دوما
برای تحمل شدائد زندگی باید عاشق چیزی بود ، کاری ، زنی ، آرمانی و ...
مارکوس آنا
زن کودکی است که با اندک تبسم خندان و با کمترین بی مهری گریان می شود
هرود
منشأ هر کار بزرگی زن است ، زن کتابی است که جز به مهر و محبت خوانده نمی شود
لامارتین
چیزی که زن دارد و مرد را تسخیر می کند ، مهربانی اوست ، نه سیمای زیبایش
ویلیام شکسپیر
جنبش تساوی خواهی زنان موجب می شود زن از زنانه ترین غرایز خود دور می شود
فردریش نیچه
شیرین ترین سخنان در زندگی ، خوش آمد گویی بی غل و غش زن به شوهر خویش است
جورج ولز
زن زشت در دنیا وجود ندارد فقط برخی از زنان هستند که نمیتوانند خود را زیبا جلوه دهند
برنارد شاو
هر کجا مردی یافت شد که به مقامات عالیه رسیده یقیناً زنی پاکدامن او را همراهی کرده است
شیلر
زن عاقل به تربیت همسرش همت می گمارد و مرد عاقل می گذارد که زنش او را تربیت کند
مارک تواین
هیچ چیز غرور مرد را مثل شادی زنش ارضاء نمی کند ، چون همیشه آنرا مربوط به خود میداند
جونسون
مردانیکه بیشتر از حقوق و هنجار زنان پشتیبانی میکنند خود بیشتر از دیگران به نهاد زن میتازند
ارد بزرگ
زنان بخوبی مردان میتوانند اسرار را حفظ کنند ولی به یکدیگر میگویند تا در حفظ آن شریک باشند
داستایوفسکی
اگر شناخت زن و مرد نسبت به ویژگی های درونی و بیرونی یکدیگر بیشتر گردد
کمتر دچار گسست می شوند
ارد بزرگ
زن کانون پرفروغ خانواده ، مرکز مهر ، مظهر عشق ، نمایشگر پاکی ،
نمونه عطوفت و چشمه عنایت است
اقبال لاهوری
آیندۀ اجتماع در دست مادران است. اگر جهان به میانجیگری زن گرفتار شود ،
تنها اوست که می تواند آن را نجات دهد
ابوفور
به هر اندازه که زن آرام و مطیع و با عصمت و با عفت است ،
به همان اندازۀ قدرت فرمانروایی او شدیدتر و استوارتر است
میشله
آیا برده هستی؟ پس دوست نتوانی بود. آیا خودکامه هستی؟ پس دوستی نتوانی داشت
در زن دیر زمانی است که برده ای و خودکامگی نهان گشته اند
از این رو زن را توان دوستی نیست او عشق را می شناسد و بس
فردریش نیچه
زن وقتیکه دوست بدارد ، غیر از محبوب خود چیزی را نمی بیند و هر چه عاطفه ،
مهربانی و نوازش و فداکاری دارد تنها برای او به کار می برد
آلفونس دوده
زنان تحصیلکرده همسران خوبی از آب در می آیند ، زیرا برای اینکه توضیح بدهند
که چرا غذا شور یا بیمزه شده است کلمات بیشتری در اختیار دارند
باب هاپ
کسانیکه ازدواج کرده اند خود را ناراضی نشان می دهند و می گویند زن بد است ، زیرا می خواهند فقط و فقط خودشان از این موهبت تمتّع گیرند
دیسرائیلی
خودپسندی زنان بزرگترین علت بد بختی ایشان و زوال خانواده هاست.
هیچ چیز به اندازۀ خودپسندی زن ها بنای خانواده ها را ویران نکرده است
چارلی چاپلین
کشتن میل ستیزه جوئی در بسیاری زنان کاری بی اثر است و درست مانند آن است
که سعی کنی با فشار بادکنکی را در زیر آب نگه داری كه خواهی دید دوباره بیرون می زند!
ورا هتریکس
زن ها علاقۀ زیادی به ریاضیات دارند ، زیرا آنها سن خود را تقسیم بر دو و قیمت لباسهایشان را ضرب در دو و حقوق شوهرانشان را ضرب در سه می کنند
و پنجاه سال هم بر سن بهترین دوستان خود می افزایند
مارسل آشار
عشق نیرو میدهد، عشق زندگی میدهد، عشق شهامت و قدرت میبخشد. عشق بزرگترین ودیعهای است که خداوند بزرگ در نهاد بشر به امانت گذاشته است. اگر عشق نبود زندگی هم نبود. کسی که عاشق میشود باید خود را برای پرداخت بهای آن عشق آماده سازد که عشق همانطور که لذّت و شادکامی در پی دارد، غم و سردرگمی هم به دنبال خواهد داشت. امّا غم عشق چه غم شیرینی است و چه گوارا به کام دل عاشق میریزد حتی اگر دل عاشق را بشکند. زیرا هر چیز شکستهاش بیخریدار است، مگر دل که شکستهاش قیمتیتر است و خدایش دوستتر دارد.
با خواندن 20 مورد زیر، و موارد دیگر كه خودتان اضافه می كنید، خواهید توانست به راههایی دست بیابید که هر چند برخی بسیار ساده و شاید بی اهمیت به نظر میرسند، امّا مسیر خوشبختی شما را چندین گام پیش میراند :
1- از هر راهی برای ابراز عشق به همسرتان بهره بگیرید.
2- در عذرخواهی کردن از هم سبقت بگیرید.
3- همیشه همدیگر را "عزیزم"، "معشوقم"، "محبوبم" و ... خطاب کنید.
4- همیشه و در همه جا احترامی متقابل را برای یكدیگر قائل باشید.
5- همیشه صبوری و شکیبایی را بكار ببندید.
6- در اماکن عمومی بسیار محتاطانه به همدیگر ابراز عشق کنید.
7- احساساتش را جدی بگیرید و آرزوهایش را به جان بخرید.
.jpg)
در زندگی هیچ لذّتی اصیلتر و شیرینتر از عشق وجود ندارد
8- بگذارید به اندازه کافی استراحت کند تا آرامش خیال ممكن را بدست آورد.
9- از گفتن کلمه "دوستت دارم" در هیچگاه مضایقه نکنید.
10- از عطر مورد علاقهاش استفاده کنید.
11- کمد لباسهایش را با اشعار و جملات عاشقانه تزئین نمایید.
12- با او مانند شاهزادهای زیبا برخورد کنید.
13- هر روز به یکدیگر سخنان محبتآمیز بگویید.
هر کس که عاشق میشود باید برای تحمل و چشمپوشی خطاهایی
که میبیند امّا نمیتواند عکسالعمل نشان دهد، صبور و آرام باشد.
14- هنر برقراری ارتباط دوستانه با همسرتان را بیاموزید. هر چند ممکن است در ابتدا با کمی مشکل مواجه باشید، ولی پس از آن از زندگی لدّت خواهید برد.
15- به قدری در هم غرق شوید تا مسائل و مشكلات زندگی را فراموش کنید.
16- به هر طریق ممكن خستگی را از جسم و روح همسرتان دور كنید.
17- موهای همسرتان را با دستانتان آرایش کنید.
18- در تمام لحظاتی که در کنار هم هستید به او ابراز عشق کنید و گاهی احساستان را روی یک لیوان شیشهای بنویسید.
19- از عشقتان در هر زمان دفاع کنید.
20- روی برفهایی که روی زمین باریده است برای هم پیامهای عاشقانه بنویسید.
اگر قادر نیستید شخص مورد علاقهتان را هیجان زده کنید او را از عشق سرشار سازید
و این نکته را نیز بدانید که در ذات او چیزهایی نهفته است که دقیقا با شما همخوانی دارد.
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)
.jpg)

پدر در خانه اش را بست و گوشه گیر شد. با هیچکس صحبت نمی کرد
سرکار نمی رفت. دوستان و آشنایانش خیلی سعی کردند تا او را به زندگی عادی برگردانند
ولی موفق نشدند. شبی پدر رویای عجیبی دید، دید که در بهشت است
و صف منظمی از فرشتگان کوچک در جاده ای طلایی به سوی کاخی مجلل در حرکت هستند
همه فرشته های کوچک در حال شادی بودنند .
هر فرشته شمعی در دست داشت و شمع همه فرشتگان به جز یکی روشن بود
مرد جلوتر رفت و دید فرشته ای که شمعش خاموش است، همان دختر خودش است
پدر فرشته غمگینش را در آغوش گرفت و او را نوازش داد
از او پرسید : دلبندم، چرا غمگینی؟ چرا شمع تو خاموش است؟
دخترک به پدرش گفت: باباجان، هر وقت شمع من روشن می شود، اشکهای تو آن را خاموش می کند و
هر وقت تو دلتنگ می شوی، من هم غمگین می شوم هر وقت تو گوشه گیر می شوی من نیز گوشه
گیر می شوم نمی توانم همانند بقیه شاد باشم .
پدر در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود، از خواب پرید.
اشکهایش را پاک کرد، ناراحتی و غم را رها کرد و به زندگی عادی خود بازگشت.
نظر شما درباره اين داستان قشنگ چيست ؟
| ای کریمی که بخشنده عطایی و ای حکیمی که پوشنده خطایی و ای صمدی که از ادراک خلق جدایی و ای احدی که در ذات و صفات بی همتایی و ای خالقی که راهنمایی و ای قادری که خدایی را سزایی. جان ما را صفای خود ده و دل ما را هوای خود ده و چشم ما را ضیای خود ده و ما را آن ده که ما را آن به و مگذار به که و مه. الهی! عبدالله عمر بکاست، اما عذر نخواست. الهی! عذر ما بپذیر و بر عیب های ما مگیر. به نام آن خدایی که نام او راحت روح است و پیغام او مفتاح فتوح است و سلام او در وقت صباح مؤمنان را صبوح است و ذکر او مرهم دل مجروح است و مهر او بلا نشینان را کشتی نوح است. ای جوانمرد درین راه مرد باش و در مردی فرد باش و با دل پردرد باش. الهی! خواندی تأخیر کردم. فرمودی تقصیر کردم. الهی! عمر خود بر باد کردم و بر تن خود بیداد کردم. الهی! اگر کار به گفتار است بر سر همه تاجم و اگر به کردار است به پشه و مور محتاجم. الهی! بیزارم از طاعتی که مرا به عجب آرد. مبارک معصیتی که مرا به عذر آرد. الهی! اگر بر دار کنی رواست، مهجور مکن و اگر به دوزخ فرستی رضاست، از خود دور مکن. الهی! گناه در جنب کرم تو زبون است، زیرا که کرم تو قدیم و گناه اکنون است. الهی! اگر عبدالله را بخواهی سوخت، دوزخی دیگر باید آلایش او را و اگر بخواهی نواخت، بهشتی دیگر باید آسایش او را الهی! اگر یکبار گویی بنده من، از عرش بگذرد خنده من. الهی! همه از تو ترسند و عبدالله از خود زیرا که از تو همه نیک آید و از عبدالله بد. الهی! گفتی کریمم امید برآن تمام است. چون کرم تو در میان است نا امیدی حرام است. الهی! اگر امانت را نه امینم، آن روز که امانت می نهادی می دانستی که چنینم. الهی! همچو بید می لرزم که مبادا به هیچ نیرزم. فریاد از معرفت رسمی و عبارت عاریتی و عبادت عادتی و حکمت تجربتی و حقیقت حکایتی. الهی! اقرار کردم به مفلسی و هیچکسی. ای یگانه ای که از همه چیز مقدسی. چه شود اگر مفلسی را به فریاد رسی. الهی! اگر با تو نمی گویم افکار می شوم. چون با تو می گویم سبکبار می شوم. الهی! ترسانم از بدی خود بیامرز مرا به خوبی خود. الهی! بر تارک ما خاک خجالت نثار مکن و ما را به بلای خود گرفتار مکن. پادشاها گریخته بودیم تو خواندی، ترسان بودیم بر خوان "لاتقنطوا ..." تو نشاندی. الهی! بر سر از خجالت گرد داریم و رخ از شرم گناه زرد داریم. الهی! اگر دوستی نکردیم، دشمنی هم نکردیم. اگر چه بر گناه مصریم بر یگانگی حضرت تو مقریم. الهی! در سر خمار تو داریم و در دل اسرار تو داریم و به زبان استغفار تو داریم. الهی! اگر گوییم ثنای تو گوییم و اگر جوییم رضای تو جوییم. الهی! بنیاد توحید ما خراب مکن و باغ امید ما را بی آب مکن و به گناه روی ما را سیاه مکن. الهی! تقوایی ده که از دنیا ببریم، روحی ده که از عقبی برخوریم. یقینی ده که در آز بر ما باز نشود و قناعتی ده تا صعوه حرص ما باز نشود. الهی! دانایی ده که از راه نیفتیم و بینایی ده تا در چاه نیفتیم. دست گیر که دستاویزی نداریم، بپذیر که پای گریزی نداریم. الهی! درگذر که بد کرده ایم و آزرم دار که آزرده ایم. الهی! مگوی که چه کرده ایم که دردا شویم و مگوی که چه آورده یی که رسوا شویم. الهی! توفیق ده تا در دین استوار شویم. عقبی ده تا از دنیا بیزار شویم. بر راه دار تا سرگردان نشویم. الهی! بیاموز تا سر دین بدانیم. برفروز تا در تاریکی نمانیم. تلقین کن تا آداب شرع بدانیم. توفیق ده تا خنگ طمع نرانیم. تو نواز که دیگران ندانند، تو ساز که دیگران نتوانند. همه را از خودپرستی رهایی ده. مه را به خود آشنایی ده. همه را از مکر شیطان نگاهدار. همه را از کید نفس آگاه دار. الهی! فرمایی که بجوی و می ترسانی که بگریز. می نمایی که بخواه و می گویی که بپرهیز. الهی! گریخته بودم تو خواندی. ترسیده بودم بر خوان تو نشاندی. ابتدا می ترسیدم که مرا بگیری به بلای خویش، اکنون می ترسم که مرا بفریبی به عطای خویش. الهی! عمر بر باد کردم و بر تن خود بیداد کردم. گفتی و فرمان نکردم. درماندم و درمان نکردم. الهی! تو ساز که ازین معلولان شفا نیاید، تو گشای که از این ملولان کاری نگشاید. الهی! به صلاح آر که نیک بی سامانیم جمع دار که بد پریشانیم. الهی! ظاهری داریم شوریده. باطنی داریم در خواب. سینه ای داریم پر آتش. دیده ای داریم پر آب. گاه در آتش سینه می سوزیم و گاه از آب چشم غرقاب. الهی! اگر نه با دوستان تو در رهم، آخر نه چون سگ اصحاب کهف بر درگهم. انتظار را طاقت باید و ما را نیست. صبر را فراغت باید و ما را نیست. الهی! مکش این چراغ افروخته را و مسوز این دل سوخته را و مران این بنده آموخته را ... |
زني از خانه بيرون آمد و سه پيرمرد را با چهره های زیبا جلوي در ديد.
به آنها گفت: « من شما را نمي شناسم ولي فکر مي کنم گرسنه باشيد، بفرمائيد داخل تا چيزي براي خوردن به شما بدهم.»
آنها پرسيدند:« آيا شوهرتان خانه است؟»
زن گفت: « نه، او به دنبال کاري بيرون از خانه رفته.»
آنها گفتند: « پس ما نمي توانيم وارد شويم منتظر می مانیم.»
عصر وقتي شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را براي او تعريف کرد.
شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائيد داخل.»
زن بيرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمي شويم.»
زن با تعجب پرسيد: « چرا!؟» يکي از پيرمردها به ديگري اشاره کرد و گفت:« نام او ثروت است.» و به پيرمرد ديگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقيت است. و نام من عشق است، حالا انتخاب کنيد که کدام يک از ما وارد خانه شما شويم.»
زن پيش شوهرش برگشت و ماجرا را تعريف کرد. شوهـر گفت:« چه خوب، ثـروت را دعوت کنيم تا خانه مان پر از ثروت شود! » ولي همسرش مخالفت کرد و گفت:« چرا موفقيت را دعوت نکنيم؟»
فرزند خانه که سخنان آنها را مي شنيد، پيشنهاد کرد:« بگذاريد عشق را دعوت کنيم تا خانه پر از عشق و محبت شود.»
مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بيرون رفت و گفت:« کدام يک از شما عشق است؟ او مهمان ماست.»
عشق بلند شد و ثروت و موفقيت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسيد:« شما ديگر چرا مي آييد؟»
پيرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت يا موفقيت را دعوت مي کرديد، بقيه نمي آمدند ولي هرجا که عشق است ثروت و موفقيت هم هست! »
آری... با عشق هر آنچه که می خواهید می توانید به دست آوردید
يكي از اصولي كه زنها بايد آن را بياموزند نحوه درخواست از همسرشان مي باشد… عموماً خيلي مواقع بدليل نحوه غلط درخواست كار آنان به مشاجره مي انجامد و طرفين هركدام سي هزار تا فكر چرت و پرت براي خودشان مي كنند…
اولين نكته اي كه بايد توجه كنيد زمان درخواست است. وقتي
آقايون هم خواهشاً بدونن كه اگه حرف نزنن خيلي بهتره تا با هان، هون، چيه؟ و يك مشت بله و چشم الكي پاسخ بدن... همينطور خانمها توجه كنند كه ميزان عشق همسرشان هيچ ربطي به پريدن يا نپريدنش از روي مبل در هنگام كمك خواهي شما ندارد!!!...
نكته بعدي لحن شماست. اگر مرد احساس كند كه در لحن شما دستور نهفته است جونتون رو نوك لبتون مياره تا كار كنه!!
او ديگر زيبايي كلمه براش مهم نيست... شما دستور داده ايد... مردها دوست دارند اگر كاري برايتان ميكنند در نهايت قدرت و ابهت باشد. ولي اگر حس كنند كه شما امر ميكنيد و آنها كوچك شده اند توپ هم تكانشان نخواهد داد… پس دستور نديد...
مورد بعدي اينكه حالا كه داره يه كاري ميكنه هي توضيح واضحات نديد لطفاً! مثلاً وقتي داره سطل آشغال رو ميبره دم در هي نگين... بپا نريزي… چكه نكنه... كيسه پاره نشه... اينجوري فكر ميكنه شما مامانش هستيد نه همسرش!!... آقايون هم بدونن كه منظور خانمها از توضيح اضافي اين است كه شما اهميت موضوع را بدانيد... اونها فكر ميكنن اينجوري دارن كمك ميكنن… فكر نمي كنن شما دست و پا چلفتي هستيد.
مسئله بعدي اينكه خانمها لطفاً درخواستتون رو كوتاه و صريح بگيد… مثلاً نگوييد… واي از صبح تا حالا ميوه ها تو صندوق عقب ماشين جا مونده…. اين براي مردها يك جمله خبري توأم با تقصير از جانب آنها تفسير ميشود نه يك درخواست… كافيست بگيد لطفاً ميوه ها رو از تو ماشين بيار… به همين سادگي… صريح و راحت…
يه مسئله ديگه اينكه از كلمه ميتوني استفاده نكين... بعضي ها هم ميخوان مؤدبانه ترش كنن ميگن آيا ميتوني فلان كار رو انجام بدي؟؟… اين براي مردها يعني اگه ميتوني پس وظيفته كه انجام بدي (اجبار) اگه نمي توني هم كه يه فكري خودم ميكنم (ضعف)… چرا راحت از كلمه لطفاً استفاده نميكنين… صريح باشيد… سخته براتون بگين ممنون ميشم كه برام فلان كارو بكني… حالا يه امتحان كنين ببينين چقدر فرقشه….
نكته بعدي و اصلي ترين مورد براي انجام كار از سوي مردان اين است كه آنها در جواب منفي دادن آزاد باشند. معمولاً زنها وقتي مي خواهند خواسته اي را مطرح كنند از قبل جواب آن را پيش بيني ميكنند و سعي ميكنند يه جوري مرد را لاي منگنه بگذارن. بعضي از زنها هم كه حساسترند وقتي از قبل حس كنند كه بله قراره كلي خواهش تمنا كنند و بعد هم جواب نه بشنوند اصلاً از كل بيخيال قضيه ميشوند! ولي بعدش بدون اينكه سؤالي كرده باشند از يك جواب احتمالي ناراحت شده و حرص ميخورند. در نتيجه شوهر از همه جا بي خبر رو الكي ميچزونن!!..
خانمهاي عزيز… تمرين كنيد معني اصلي كلمه نه رو بفهميد. باور كنيد كلمه نه كه در فرهنگ لغات زنها با كلمه «گودزيلا» هم معنيه هيچ ربطي به ميزان عشق و علاقه همسرتون به شما نداره. وقتي همسرتون در حال ديدن تلويزيونه و شما تقاضايي ميكنيد مسلماً بايد پيش بيني جواب نه رو هم بكنيد چون در غير اين صورت 2 تا كنايه شما ميزني 2 تا هم اون، ميشه جنگ جهاني. شما فقط كافيه در جواب كلمه منفي بگيد: بسيار خوب… اما نه با لحني كه معنيه«خب حالا باش، صبر كن باباتو در ميارم» رو بده؛ بلكه يعني ok. من ميفهمم كه شرايطت به هر دليلي براي اجابت خواسته من مسائد نيست و اين جواب منفيه تو هيچ تأثيري رو عشقم به تو نمي ذاره. يعني آخر منطق مثلاً… به عبارت ساده يك بسيارخوب عاشقانه…
اتفاقي كه مي افته اينكه %90 خواسته شما رو بعد از انجام كارش در اولويت قرار ميده! اصلاً خودش ممكنه پيشنهاد بده كه: خوب خانم من چيكار بايد بكنم؟؟… ولي در حالت معمولي مردها خيلي ملوس آن را فراموش ميكنند يا خيلي ريلكس پشت گوش مي اندازن (حالا اينجوري بهتره يا اصلاً انجام ندن؟؟)
مورد بعدي اينكه شما معمولاً گاهي بعد از درخواست غرغر ميشنويد… زنها معمولاً غرغر را به معني: «نميخواد كار كنه منت ميذاره»، معني ميكنند در حاليكه غرغر يعني: من مشغول يه كار ديگه هستم ولي با اينكه تمركزم به هم ميخوره كار شما رو انجام ميدم چون اون هم كار مهميه. مردها اگر بدونن كه كار شما مهم نيست همون اول ميگن نه. پس غر كه ميزنن يعني ميدونن مهمه. آنها صرفاً از غرغر اعلام وضعيت كاري ميكنند ولي خوب به زبان شيرهاي يوناني قبل از ميلاد مسيح!!!!
زنها فكر مينن غرغر يعني : ا ا ا ه … تو هم وقت گير آوردي؟؟... اصلاً نميخوام انجام بدم. در نتيجه ملاج مرد را هدف گرفته و با كلمات نظير:خوب بابا اصلاً ولش كن، نخواستم، انتظار نداشتم (مثلاً كلي با كلاس) و امثالهم شليك ميكنند…..اما...
بهترين كار اينه كه زنها در اين مواقع فقط سكوت كنن… همين … سكوت مطلق… غرغر مرد يعني آماده شدن براي انجام كار. شما پس هيچي نگين كه فكر كنه شما بهش امر ميكنين.
مهمترين و آخرين نكته اينكه حتماً بعد از انجام كار با مهرباني ازش تشكر كنيد. اين كارو يك دستور اساسي بدونين. البته ميل خودتونه اگه مي خواين دفعه بعد واسه يه كار، نصفه جونتون كنه تشكر نكنين
فراموش نكنين... در انتها با محبت به مردتون پاداش بدين...
الو ... الو ... سلام
کسی اونجا نیست ؟؟؟
مگه اونجا خونه ی خدا نیست ؟
پس چرا کسی جواب نمیده ؟
یهو یه صدای مهربون بگوش كودك نواخته شد! مثل صدای یه فرشته ...
- بله با کی کار داری کوچولو ؟
خدا هست ؟ باهاش قرار داشتم، قول داده امشب جوابمو بده
- بگو من میشنوم
کودک متعجب پرسید : مگه تو خدایی ؟ من با خود خدا کار دارم ...
- هر چی میخوای به من بگو قول میدم به خدا بگم
صدای بغض آلودش آهسته گفت یعنی خدام منو دوست نداره ؟؟؟
- فرشته ساکت بود. بعد از مکثی نه چندان طولانی گفت نه خدا خیلی دوستت داره. مگه کسی میتونه تو رو دوست نداشته باشه؟
بلور اشکی که در چشمانش حلقه زده بود با فشار بغض شکست و بر روی گونه اش غلطید و با همان بغض گفت : اصلا اگه نگی خدا باهام حرف بزنه گریه میکنما ...
بعد از چند لحظه هیاهوی سکوت شكسته شد :
ندایی صدایش در گوش و جان كودك طنین انداز شد : بگو زیبا بگو. هر آنچه را که بر دل کوچکت سنگینی میکند بگو ...
دیگر بغض امانش را بریده بود بلند بلند گریه کرد و گفت : خدا جون خدای مهربون، خدای قشنگم میخواستم بهت بگم تو رو خدا نذار بزرگ شم تو رو خدا ... چرا ؟ ولی این مخالف با تقدیره. چرا دوست نداری بزرگ بشی؟
آخه خدا من خیلی تو رو دوست دارم قد مامانم، ده تا دوستت دارم. اگه بزرگ شم نکنه مثل بقیه فراموشت کنم؟ نکنه یادم بره که یه روزی بهت زنگ زدم ؟ نکنه یادم بره هر شب باهات قرار داشتم؟ مثل بقیه که بزرگ شدن و حرف منو نمی فهمن. مثل بقیه که بزرگن و فکر میکنن من الکی میگم با تو دوستم. مگه ما با هم دوست نیستیم؟ پس چرا کسی حرفمو باور نمیکنه ؟ خدا چرا بزرگا حرفاشون سخت سخته؟ مگه اینطوری نمی شه باهات حرف زد ؟!
خدا پس از تمام شدن گریه های کودک : آدم ، محبوب ترین مخلوق من ، چه زود خاطراتش رو به ازای بزرگ شدن فراموش میکنه ، کاش همه مثل تو به جای خواسته های عجیب من رو از خودم طلب میکردند تا تمام دنیا در دستشان جا میگرفت. کاش همه مثل تو مرا برای خودم و نه برای خودخواهی شان میخواستند. دنیا خیلی برای تو کوچک است ... بیا تا برای همیشه کوچک بمانی و هرگز بزرگ نشوی ...
و کودک کنار گوشی تلفن، درحالی که لبخندی شیرین بر لب داشت در آغوش خدا به خوابی عمیق و شگفت انگیز فرو رفته بود ...
1- صبح ها که از خواب بیدار می شوید، دستگاه عیب سنج و ایرادگیر وجودتان را از کار بیندازید. قول می دهم؛ خورشید درخشان تر، پرنده ها خوش آوازتر، مردم مهربان تر و حتی کسب و کارتان پربرکت تر خواهد شد.
2- در معادلات زندگی هیچ گاه از علامت منفی استفاده نکنید، به خاطر داشته باشید که تفکر منفی از آن چنان قدرتی برخوردار است که می تواند با قرار گرفتن در پشت یک معادله بزرگ زندگی، همه علامت های مثبت آن را تغییر داده و مانند خود منفی بسازد.
3- هیچ گاه در گره زدن طناب پاره شده دوستی تعلل به خرج ندهید، گاهی اوقات غرور بی جا سبب می شود که حتی همسران خوب توجهی به گسستگی ریسمان بین خود ننمایند. مطمئن باشید گره زدن به خاطر کمتر نمودن طول طناب، نزدیکی را بیشتر می کند.
4- آنتن های ذهن تان را تنها به سوی ایستگاه هایی تنظیم کنید که شبانه روز امواج مثبت پخش می کند، کاری کنید که کارکنان ایستگاه های منفی از شدت بیکاری اخراج شوند.
5- دل تان را تبدیل به اقیانوسی آرام نمایید نه یک مرداب ناچیز. فکر نمی کنید حتی تصور اقیانوس هم احساسی از عظمت و پهناوری را در دل ایجاد کند؟ آنها که دل هایشان مرداب است با کوچک ترین حادثه ای به تلاطم می افتد، برعکس کسانی که شدیدترین گرداب ها و جریان های حوادث هم آرامش شان را بر هم نخواهد زد.
6- سعی کنید قلبی مقاوم داشته باشید، قلبی که مقابل گرم و سرد حوادث و ضربه های عاطفی همچون ظروف چینی با اندک ضربه ای خرد نشود.
7- تجربه های تلخ و شیرین زندگی را مانند یك درس فهمیدنی بدانید و نه حفظ کردنی، چرا که مطالب حفظ شده پس از مدت زمانی در ذهن پاک می شوند.
8- همواره مصمم باشید تا با استفاده از جلا دهنده هایی همچون دعا و نیایش روح و روانتان را پاکی و طراوت بخشید.
|
همه آماده هستن که شروع کنیم ؟؟
خدایا به امید تو
خرد و خلاقیت بزرگمهر
در زمان پادشاهی انوشیروان خسرو پسر قباد، پادشاه هند ( دیورسام بزرگ ) برای سنجش خرد و دانایی ایرانیان و اثبات برتری خود شطرنجی را که مهرههای آن از زمرد و یاقوت سرخ بود، به همراه هدایایی نفیس به دربار ایران فرستاد و ( تخت ریتوس ) دانا را نیز گمارده انجام این کار ساخت. او در نامهای به پادشاه ایران نوشت: از آنجا که شما شاهنشاه ما هستید، دانایان شما نیز باید از دانایان ما برتر باشند. پس یا روش و شیوه آنچه را که به نزد شما فرستادهایم ( شطرنج ) باز گویید و یا پس از این ساو و باج برای ما بفرستید.
شاه ایران پس از خواندن نامه چهل روز زمان خواست و هیچ یک از دانایان در این چند روز چاره و روش آن را نیافت، تا اینکه روز چهلم بزرگمهر كه جوانترین وزیر انوشیروان بود به پا خاست و گفت: این شطرنج را چون میدان جنگ ساختهاند كه دو طرف با مهرههای خود با هم میجنگند و هر كدام خرد و دوراندیشی بیشتری داشته باشد، پیروز میشود، و رازهای کامل بازی شطرنج و روش چیدن مهرهها را گفت. شاهنشاه سه بار بر او درود فرستاد و دوازده هزار سکه به او پاداش داد .
پس از آن ( تخت ریتوس ) با بزرگمهر به بازی پرداخت. بزرگمهر سه بار بر تخت ریتوس پیروز شد. روز بعد بزرگمهر تخت ریتوس را به نزد خود خواند و وسیله بازی دیگری را نشان داد و گفت: اگر شما این را پاسخ دادید ما باجگزار شما می شویم و اگر نتوانستید باید باجگزار ما باشید.
دیورسام چهل روز زمان خواست، اما هیچ یک از دانایان آن سرزمین نتوانستند ( وین اردشیر ) را چاره گشایی کنند و به این ترتیب شاه هندوستان پذیرفت كه باجگزار ایران باشد.
فلسفه پیدایش
30 مهره: نشان گر 30 شبانه روز یک ماه
24 خانه: نشان گر 24 ساعت شبانه روز
4 قسمت زمین: 4 فصل سال
5 دست بازی: 5 وقت یک شبانه روز
2 رنگ سیاه و سپید: شب و روز
هر طرف زمین 12 خانه دارد: 12 ماه سال
تخته نرد: کره زمین
زمین بازی: آسمان
تاس: ستاره بخت و اقبال
گردش تاسها: گردش ایام
مهرهها: انسانها
گردش مهره در زمین: حرکت انسانها ( زندگی )
برداشتن مهره در پایان هر بازی: مرگ انسانها
اعداد تاس
1 : یکتایی و خداپرستی
2 : آسمان و زمین
3 : پندار نیک، گفتار نیک، کردار نیک
4 : شمال، جنوب، شرق، غرب
5 : خورشید، ماه، ستاره، اتش، رعد
6 : شش روز افرینش
قانون صف:
اگر شما از یک صف به صف دیگری رفتید، سرعت صف قبلی بیشتر از صف فعلی خواهد شد.
قانون تلفن:
اگر شما شمارهای را اشتباه گرفتید، آن شماره هیچگاه اشغال نخواهد بود.
قانون تعمیر:
بعد از این که دستتان حسابی گریسی شد، بینی شما شروع به خارش خواهد کرد.
قانون کارگاه:
اگر چیزی از دستتان افتاد، قطعاً به پرتترین گوشه ممکن خواهد خزید.
قانون معذوریت:
اگر بهانهتان پیش رئیس برای دیر آمدن پنچر شدن ماشینتان باشد، روز بعد واقعاً به خاطر پنچر شدن ماشینتان، دیرتان خواهد شد.
قانون حمام:
وقتی که خوب زیر دوش خیس خوردید تلفن شما زنگ خواهد زد.
قانون روبرو شدن:
احتمال روبرو شدن با یک آشنا وقتی که با کسی هستید که مایل نیستید با او دیده شوید افزایش مییابد.
قانون نتیجه:
وقتی میخواهید به کسی ثابت کنید که یک ماشین کار نمیکند، کار خواهد کرد.
قانون بیومکانیک:
نسبت خارش هر نقطه از بدن با میزان دسترسی آن نقطه نسبت عکس دارد.
قانون تئاتر:
کسانی که صندلی آنها از راهروها دورتر است دیرتر میآیند.
قانون قهوه:
قبل از اولین جرعه از قهوه داغتان، رئیستان از شما کاری خواهد خواست که تا سرد شدن قهوه طول خواهد کشید.
قانون تعمير
هنگام باز كردن پيچهاي يك وسيله براي باز كردن آخرين پيچ با مشكل رو برو ميشويد !
|
به نام خدا
once all the scientists die and go to heavenThey decide to play Hide-n-seekروزی همه دانشمندان مردند و وارد بهشت شدندآنها تصمیم گرفتند تا قایم موشک بازی کنندUnfortunately Einstein is the one who has the denHe Is supposed to count up to ۱۰۰and then start searchingمتاسفانه انشتین اولین نفری بود که باید چشم می گذاشت.او باید تا ۱۰۰ میشمرد و سپس شروع به جستجو میکرد.Everyone starts hiding except Newtonهمه پنهان شدند الا نیوتون …Newton just draws a square of ۱ meterand stands in it Right in front ofEinsteinنیوتون فقط یک مربع به طول یک متر کشید و درون آن ایستاد.دقیقا در مقابل انشتین.Einstein scounting…۹۷, ۹۸, ۹۹.۱۰۰انشتین شمرد ۹۷,۹۸,۹۹,۱۰۰He opens his eyes and finds Newton standing in frontEinstein says Newton s out… Newton s outاو چشماشو باز کرد ودید که نیوتون در مقابل چشماشایستاده.انشتین فریاد زد نیوتون بیرون(سوک سوک (یا همان ساک ساک) نیوتون بیرون( سو ک سوک).Newton denies and says I am not outنیوتون با خونسردی تکذیب کرد و گفت من بیرون نیستم.
He claims that he is not Newtonاو ادعا کرد که اصلا من نیوتون نیستم.
All the scientists come out to see howhe proves that he is not Newton
تمام دانشمندان از مخفیگاهشون بیرون اومدنتا ببینن اون چطور میخواد ثابت کنه که نیوتون نیست…Newton says I am standing in a square of area ۱m squaredThat makes me Newton per meter squaredنیوتون ادامه داد که من در یک مربع به مساحت یک متر مربع ایستاده ام…که منو نیتون بر متر مربع میکنهSince one Newton per Meter squared is one PascalI'm Pascal, Therefore Pascal is outاز آنجایی که نیوتون بر متر مربع برابر یک پاسکال می باشدبنابراین من پاسکالم پس پاسکال باید بیرون بره (پاسکال ساک ساک _(سوک سوک).
|
ما در اينجا تعدادي روش مفيد را براي تقويت و بهبود روابط ميان همسران پيشنهاد مي كنيم . البته بايد دانست كه حتماً نبايد همه آنهارا با هم و در يك زمان بكار برد.
شما مي توانيد با توجه به ويژگيهاي خود و همسرتان موارد مناسب را انتخاب كرده و در مواقع لزوم بكار بريد:
1ـ رفتارهاي مثبت همسرتان را تحسين كنيد و او را به انجام هر چه بيشتر آن رفتارها ترغيب نماييد. به او بگوييد كه چقدر به وجودش افتخار مي كنيد و دوست داريد همواره در كنارش باشيد.
2ـ وقتي همسرتان در حال صحبت كردن با شماست، به هيچ وجه حرفش را قطع نكنيد. صبر كنيد تا كاملاً حرفش تمام شود و بعد نظر خود را بيان كنيد.
3ـ همسر خود را با انواع و اقسام خواسته ها و دستوراتتان برده و اسير خود نسازيد. وقتي كاري از او مي خواهيد خودتان هم در عوض كاري برايش انجام دهيد. دقت كنيد كه اين كار حتماً نبايد مسئله مهمي باشد. شما هم مي توانيد با انجام كارهاي كوچك و به ظاهر كم اهميت و حرفهايي محبت آميز او را شاد كنيد و خستگي را از تنش بيرون آوريد.
4ـ خيلي از مواقع ما با حرفها و حركاتمان همسرمان را نسبت به خود عصباني و ناراحت مي كنيم. سعي كنيد تا حد امكان از كارها و رفتارهايي كه سبب دلزدگي و ناراحتي همسرتان مي شود بپرهيزيد. حتماً اگر به آن كارها علاقه داريد به خاطر همسر و زندگي مشتركتان آنها را كنار بگذاريد.
5 ـ براي ايجاد صميميت بيشتر سعي كنيد با هم كتابي انتخاب كنيد و آن را به نوبت بخوانيد. سپس در مورد آن با هم بحث و گفتگو نماييد. اگر اهل كتاب نيستيد، مي توانيد به جاي آن با هم فيلمي را تماشا كنيد و بعد درباره اش حرف بزنيد.
6 ـ در مورد روزهاي اول آشناييتان و ويژگيهايي كه سبب شد نسبت به هم علاقه مند شويد گفتگو نماييد. ولي دقت كنيد كه اگر ويژگيهاي خوب ظاهر خود را پس از گذشت سالها از دست داده ايد بهتر است در مورد آنها حرفي نزنيد. چرا كه هدف ما صحبت در مورد ويژگيهاي ظاهري و فيزيكي نمي باشد. به جاي آن سعي كنيد آزادانه و صادقانه در مورد ويژگيهاي مثبت روحي و شخصيتي يكديگر گفتگو نماييد.
7ـ زماني در روز يا در هفته را فقط به خودتان دو نفر اختصاص دهيد. مثلاً يك بعدازظهر با هم به پاركي برويد كه هيچ كس حتي فرزندانتان نتوانند مزاحمتان شوند و سعي كنيد از اين با هم بودن لذت ببريد.
8 ـ در آخر باز هم مي گوييم: هيچ وقت احترام گذاردن نسبت به يكديگر را فراموش نكنيد. (احترام به افكار، عقايد و ديدگاههاي همسرتان باعث مي شود او نيز چنين احساساتي را نسبت به شما پيدا كند )
مسئله ديگري كه پس از گذشت چند سال در زندگي هاي زناشويي رخ مي دهد اين است كه افراد اغلب با تعجب نسبت به احساسات شورانگيز خود در روزهاي اول ازدواج مي نگرند و با خود مي گويند چرا اينقدر زود ازدواج كردم يا اين كه آيا اين فرد همان كسي است كه من مي خواستم؟ البته اين بدان معنا نيست كه آنها ديگر همسرشان را دوست نمي دارند، بلكه بدان معناست كه دچار نوعي روزمرگي شده اند. در چنين حالاتي فرد مثل يك قطار مسيري را دائم طي مي كند و ديگر هيچ چيز اين مسير برايش تازگي و جذابيت ندارد. متأسفانه با بروز چنين احساساتي افراد اغلب حس مي كنند كه ديگر چيز تازه اي براي هم ندارند و به بن بست رسيده اند. ولي بايد دانست كه در اين مواقع فقط زندگي زناشويي به نوعي به خواب رفته است و تنها كاري كه بايد بكنيد اين است كه بيدارش كنيد. هر صبح پس از برخواستن از خواب كمي فكر كنيد و بيانديشيد كه چه كاري مي توانيد بكنيد تا همسرتان زندگي بهتري داشته باشد. سعي كنيد در روز حداقل يك كار كه سبب رضايت او مي باشد انجام دهيد. رفته رفته اين كار به نوعي عادت تبديل مي شود و به اين ترتيب همواره همسر شماجزء اولين مسائلي مي شود كه ذهنتان را به خود مشغول مي سازد. متأسفانه امروزه كانونهاي خانوادگي زيادي فقط و فقط به دليل همين مسئله عادي شدن روابط و رسيدن به نوعي روزمرگي از هم پاشيده مي شوند. زن و شوهر بايد قدر زندگي زناشويي خود را بدانند. بايد توجه كنيد كه زندگي قرار نيست هميشه بر وفق مراد شما باشد. روزهاي خوب و بد هميشه وجود دارند و اين حقيقت زندگي است. پس سعي كنيد به هنگام بروز نارضايتي ها در زندگي صبر را پيشه خود سازيد و كوچكترين بهانه اي را براي دعوا قرار ندهيد. سعي كنيد همراه با هم روزهاي سخت زندگي را تحمل كنيد و همچون روزهاي شيرين، در سختيها نيز با هم باشيد. به خاطر داشته باشيد كه شما ازدواج كرده ايد كه يك تن شويد و همه چيزتان با هم مشترك شود. نه اينكه تبديل به رقبايي شويد كه همواره در حال حسادت و نيش و كنايه زدن به يكديگر مي باشند. همانطور كه از همسرتان توقع داريد بعضي از كارها را بكند يا نكند به او نيز اجازه دهيد همين توقع را از شما داشته باشد. ولي توقعات بي جا از همسرتان نداشته باشيد. زن و شوهر حتي مي توانند در ميان جمع بدون بيان كلمه اي با اشاره و طرز نگاه يكديگر را تشويق و حمايت كنند و به اين ترتيب به او بفهمانند كه عليرغم تمام مشكلات و اختلافات او را دوست مي دارند و دركش مي كنند. تا جايي كه مي توانيد از يكديگر انتقاد نكنيد. البته راهنمايي و گوشزد كردن ايرادات طرف مقابل با انتقادات بي جا فرق مي كند. انتقاد مستقيم اغلب سبب رنجيدگي خاطر طرف مقابل مي شود، بهتر است نكات مورد نظرمان را در لفافه و به صورتي كاملاً غير مستقيم به همسرمان بگوييم . چرا كه شرط اول زندگي مشترك پذيرفتن بدون قيد و شرط يكديگر است. حتماً نسبت به هم اعتماد داشته باشيد. در غير اين صورت عشق و علاقه واقعي ميانتان شكل نخواهد گرفت. هميشه و تحت هر شرايطي براي كمك به همسرتان آماده باشيد. مگر قرار نيست شما بهترين دوست او باشيد؟ پس توجه به او و نيازهايش و درك شرايط او را در اولويت كارهاي خود قرار دهيد.
معیار واقعی بودن تصمیم ان است که دست به عمل بزنیم> >>>>>> انتونی رابینز
اجازه نده ترس تو را فلج سازد>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>> مارک فیشر
افرادی که از ریسک کردن میترسند به جایی نمیرسند>>>>>>>>>> مارک فیشر
منشا همه بیماریها در فکر است>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>> ژوزف مورفی
رحمت خداوند ممکن است تاخیر داشته باشد اما حتمی است>>>>>>> انتونی رابینز
چنانچه نیک اندیش باشید خیر و خوشی به دنبالش خواهد امد>>>>>>> ژوزف مورفی
افراد موفق هیچ وقت اجازه نمیدهند که شرایط ازارشان دهد>>>>>>> مارک فیشر
افرادی که زمان را در انتظار شرایط عالی از دست میدهند هرگز موفق نمیشوند>مارک فیشر
اعمال ثابت ما سرنوشت ما را تعیین میکند.>>>>>>>>>>>>>>>> انتونی رابیتز
هنگامی که تخیلات و منطق در ضدیت با هم قرار بگیرند تخیلات پیروز میشوند.>> مارک فیشر
وقتی که هدف روشنی داشته باشیم احساس روشنی به ما دست میدهد. >>>انتونی رابینز
ترس را از خود بران و با خود بگو من با نیروی شعور خود قدرت انجام هر کاری را دارم.> ژوزف مورفی
هر کس از قدرت انتخاب برخوردار است پس سلامتی و شادی را انتخاب کند.> ژوزف مورفی
قانون زندگی , قانون باور است.>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>> ژوزف مورفی
اعتقادات ما اعمال افکار و احساسات ما را شکل میدهد>>>>>>>>>>> انتونی رابینز
با هر تصمیمی تغییری تازه در زندگی اغاز میکنید.>>>>>>>>>>>>>>> انتونی رابینز
برای شروع باید باور داشته باشی که میتوانی سپس با اشتیاق شروع کنی.> مارک فیشر
اگر نمیدانی به کجا میروی به هیچ کجا نخواهی رسید.>>>>>>>>>>>> مارک فیشر
نبوغ در سادگی نهفته است>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>>> مونزارت
این روشنی هدف است که به شما نیرو میبخشد>>>>>>>>>>>>> انتونی رابینز
در زندگی شکست وجود ندارد بلکه فقط نتیجه موجود است>>>>>>>>> انتونی رابینز
تمام کسانی که ثروتمند شده اند باور داشته اند که میتوانند ثروتمند شوند.> مارک فیشر
باور به طور خود بخود به اجرا در میاید>>>>>>>>>>>>>>>>>>>> ژوزف مورفی
نه موفقیت و نه شکست یک شبه ایجاد نمیشود.>>>>>>>>>>>>>>> انتونی رابینز
به ضمیر باطن خود به صورت یک هوش زنده و یک یار موافق بنگرید>>>> ژوزف مورفی
ترس باعث میشود تا بسیاری از مردم به رویاهایشان نرسند.>>>>>>>>> مارک فیشر
زندگی دقیقا به ما ان چیزی را میدهد که به دنبالش هستیم>>>>>>>>>> مارک فیشر
نباید مطالب غلطی که از گذشته در ذهن ما برنامه ریزی شده اند حال و اینده ما را تباه کنند >>> انتونی رابینز
آرزوهی هر فرد موجب شکل گرفتن و بقای افکار او میشود>>>>>>>>>> هراکلیتوس
اندیشه هایتان را عوض کنید تا سرنوشتتان عوض شود.>>>>>>>>>>>>>>ژوزف مورفی
زندگی آماده است تا بسیار بیشتر از انچه تصورش را میکنید به ما بدهد.>>>>> مارک فیشر
تنها کسانی میتوانند کارهای بزرگی انجام دهند که به قدرت ذهن ایمان دارند.>> مارک فیشر
ضمیر باطن شما سازنده بدن شماست و میتواند شما را درمان کند.>>>>>>> ژوزف مورفی
این جملات انرژی بخش را برای همه دوستان تان ارسال کنید تا به این طریق به انها انرژی مثبت هدیه دهید.
يك شركت بزرگ قصد استخدام يك نفر را داشت. بدين منظور آزموني برگزار كرد كه يك پرسش داشت. پرسش اين بود:
شما در يك شب طوفاني در حال رانندگي هستيد. از جلوي يك ايستگاه اتوبوس ميگذريد. سه نفر داخل ايستگاه منتظر اتوبوس هستند:
- يك پيرزن كه در حال مرگ است.
- يك پزشك كه قبلاً جان شما را نجات داده است.
- يك خانم يا آقا كه در روياهايتان خيال ازدواج با او را داريد.
شما ميتوانيد تنها يكي از اين سه نفر را سوار كنيد. كدام را انتخاب خواهيد كرد؟
دليل خود را شرح دهيد. پيش از اينكه ادامه حكايت را بخوانيد شما نيز كمي فكر كنيد!
قاعدتاً اين آزمون نميتواند نوعي تست شخصيت باشد زيرا هر پاسخي دليل خودش را دارد:
پيرزن در حال مرگ است، شما بايد ابتدا او را نجات دهيد. هر چند او خيلي پير است و به هر حال خواهد مرد..
شما بايد پزشك را سوار كنيد، زيرا قبلاً جان شما را نجات داده است و اين فرصتي است كه مي توانيد جبران كنيد. اما شايد هم بتوانيد بعداً جبران كنيد.
شما بايد شخص مورد علاقه تان را سوار كنيد، زيرا اگر اين فرصت را از دست دهيد ممكن است هرگز قادر نباشيد مثل او را پيدا كنيد..
از دويست نفري كه در اين آزمون شركت كردند، شخصي كه استخدام شد دليلي براي پاسخ خود نداد.
او نوشته بود
سوئيچ ماشين را به پزشك ميدهم تا پيرزن را به بيمارستان برساند و خودم به همراه همسر روياهايم منتظر اتوبوس ميمانيم